زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

21 روز بعد

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۱۷ ب.ظ

هوالمحبوب


مدت ها بود تو لیست آهنگ های گوشی ام یه آهنگی بود از مهدی یراحی به اسم 21 روز بعد. خیلی ناله بود. نمی فهمیدمش. نمیدونستم قصه از چه قراره. اما حذفش هم نمی کردم. امروز نشستم پای فیلمش. قصه که تموم شد آهنگه شروع کرد به خوندن. عجیب بود. قصه ی زندگی همیشه عجیبه. شاید بگین تکراری بود. شاید بگین زیادی نخ نما شده بود. اما همیشه یه چیزی ته این قصه ها هست که وادارت می کنه بهش فکر کنی. به مرتضی، به مهران حتی به سینا.
همه ی تیکه های پازل رو جوری هنرمندانه کنار هم چیده بودن که حتی تو چند برش دیدن فیلم هم، حس آدم ها به خوبی منتقل می شد. ترس، استیصال، تلاش، انگیزه، باورها
بازی ساره بیات با پسرش خوب بود. بازی مهدی قربانی عالی بود. بازی مهران عالی بود. شبیه فیلم نبود. شبیه خود خود زندگی بود.

همیشه درد نداشتن رو میتونم خوب درک کنم، درد دویدن دنبال آرزوهای محال رو. مرتضی اوایل فیلم یه حرف خیلی خوبی زد:

بابام خسته نمی شد می رفت سراغ یه آرزوی ارزون تر.... آرزوها هم شدن پولی.....


نظرات  (۵)

قشنگ بود ؟
عید میذاردش؟
پاسخ:
نمیدونم :)
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • بعضی فیلم ها وکتاب ها که تموم میشن من تا چندوقت تو خلسه ام!خلسه
    پاسخ:
    هووووم
    منم....
     تعبیر قشنگی بود ....
    لعنت به پولی که آرزوها رو محدود می‌کنه...
    پاسخ:
    هی روزگار ....
    فیلمش رو گذاشتم عید ببینم ولی آهنگش جزو پلی لیست گوشیمه
    پاسخ:
    مطمئنم پشیمون نمیشید....
    فیلم قشنگی بوده ظاهرا
    پاسخ:
    بله

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">