زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

کانال زمزمه های تنهایی: @zemzemehayema

طبقه بندی موضوعی

برباد رفته

چهارشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

هوالمحبوب


یه روز نزدیک، کسیو دوست داشتم. بعد گاهی به خودم میومدم و به این فکر میکردم من این آدم رو از سر بی پناهی توی عشق دوست دارم یا واقعا دوستش دارم. مثل اسکارلت عادت به اشتباهی دوست داشتنش دارم یا این حس واقعیه. یه روز صبح قبل از باز کردن لپ تاپم، قبل از سر کشیدن لیوان شیرم، قبل از مسواک زدن دندونم، وقتی داشتم کلیپس به موهام میزدم، جلوی آینه به این فکر کردم من چی این ادم رو دوست دارم؟

دیدیم همه چیش رو.

بعد فکر کردم این همه چیه کمه.

من چیز خیلی کمی ازش دیدم.

برا همین همه چیشو دوست دارم.

چون این همه چیه، هیچی نبوده در برابر دوست داشتن کسی...

این همه چیه، کمه. خیلی کم.

بعد وقتی داشتم جلوی آینه مسواک میزدم انگار با هر تف کردنی یادم میفتاد که بله! منم اسکارلتم... میدونید چقدر وحشتناکه عادت به اشتباهی دوست داشتن کسی؟! ولی بذارید بگم که ماها یکی یه اسکارلت اوهارو درونمون داریم. باور کنید. تا برباد نرفتیم نجات بدیم خودمون رو.



از اینجا: تلخ همچون چای سرد

  • نسرین

نظرات  (۷)

عشق من حسابی هم بر باد رفته آلمان!
پاسخ:
خدا بزرگه ان شالله طوفان شدید دوباره برش میگردونه بشینین دعا کنین سمتش از آلمان به ایران باشه:)
نه فایده نداره
من فقط خاله ریزه رو یادم میاد...
پاسخ:
احتمالا به این بر میگرده که عشق تون برباد نرفته:)
پس خوشحال باشید
خدا رو شکر که من اصلا یادم نمیاد برباد رفته کدوم فیلم بوده!
پاسخ:
اسکارلت
رت باتلر
یکم فک کنید...
عاااااادت می‌کنیم!
پاسخ:
هوووووووووووم
  • آشنای غریب
  • کاملا درسته
    اول با شناخت کلی کم شروع شده
    بعد وقتی در برخی جا ها هم که با معیار هات فرق می بینم 
    مجبورا معیارهامو تغییر میدم


    شاید معتاد شدم بهش
    امروز از اون روزایی سی که محلولم فرا سیر شده بود
    از صبح تا الان
    هر چی سعی میکنم پنهان کنم ، نمیشه


    مقصد آن‌گونه که گفتند به ما روشن نیست
    دوستان نیمه ی راهید اگر؛ برگردید!
    پاسخ:
    خداوند گره مشکل همه رو حل کنه ان شاءالله
    امیدوارم من از بربادرفته ها نشم!!!
    پاسخ:
    ان شالله که نمیشی
    اون قسمتهای همه چی و اینا رو که نفهمیدم 
    ولی این کتاب بر باد رفته اگه صحنه و اینا نداره وقشنگه که بخونمش 
    پاسخ:
    نه صحنه نداره فیلمش هم هست اگه دوست داشتی ببین:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">