زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

موضوع: ولنتاین خود را چگونه گذراندید....

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۳۳ ب.ظ

هوالمحبوب

من معتقدم هیچ چیز خارجی را نباید ایرانیزه کرد. کلا اعتقادی به ایرانیزه کردن روز عشق هم ندارم. یعنی نمی فهمم چرا بعد از اینکه ولنتاین جا افتاد ما شروع کردیم به ساختن سپندارمذگان ولی خب دلیلی هم نداره به این دوستانی که روز عشق رو 5 اسفند میدونن خرده بگیرم.
به این هم معتقد نیستم که حتما روز خاصی برای عشق وجود داشته باشه که عاشقا عشق و دوست داشتن شون رو به هم ثابت کنن. ولی خب از اونجایی که هدیه گرفتن و مخصوصا هدیه از جانب یار خیلی شیرین و لذت بخشه، این چند سال یه حسرت کوچولویی بفهمی نفهمی اون ته دلم بود، از اینکه هیچ وقت هیچ حسی به این روز کذایی نداشتم. اما امروز موقع خداحافظی کردن، صدام کرد توی راه پله های زیرزمین و این هدیه ی قشنگ رو داد دستم. از اینکه اینقدر بی ریا و صادقانه بود نزدیک بود بزنم زیر گریه. خیلی خوشحال شدم و دل خیلی ها رو با این یه هدیه ی کوچیک آب کردم :)
بعدش هم که رفتیم انجمن داستان و اونجا شیرینی قبولی دانشگاه یکی از اعضا رو خوردیم و هدیه های قشنگی که مدیر انجمن برامون خریده بود. روز قشنگی بود. با این بارون دلنشین.
  • نسرین

نظرات  (۱۰)

:)
پاسخ:
:)
  • فروردین دخت
  • چه گل قشنگی :)

    +واسه ما که فقط   چهارشنبه بود :/
    پاسخ:
    :)
    مبارکتون باشه
    ایشالا هر روزتون روز عشق باشه:)
    پاسخ:
    ممنون از لطف تون:)
    بالاخره یک نفر داده که 
    پاسخ:
    بله دیگه
    هر چه از دوست رسد نیکوست
    پاسخ:
    بله استاد همین طوره
    خوشگله :)
    پاسخ:
    بله خوشگله:)
    در ضمن درد نگیری که دل خیلی ها رو آب کردی بازم اومدی تو مجازی هم ادامه دادی :/ :) 
    پاسخ:
    :)
    خوش به حالت 
    همین دیروز بود داشتی از نبود شخصیتی برای جواب نه دادن می نالیدی :| 
    پاسخ:
    ولی ته دلم که میدونستم این گل رو یه دختر خانم همکار داده نه یه جنتلمن عاشق:)
  • آشنای غریب
  • مبارکتون باشه :)

    آره دو سه روزه که بارون خووبی تو شهرمون بارید 
    خدا رو شکر 
    پاسخ:
    ممنونم
    بله خدا رو شکر
    خوبه :)
    پاسخ:
    :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">