زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد
کسی که برای تو گل نمی‌خرد هیچ‌وقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

یه مشت خبر خوب کوچک

سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۲۵ ب.ظ

هوالمحبوب


-داشتیم برای خودمان زندگی می کردیم که یهو زدن تیزهوشان رو حذف کردن:) نمیدونم با این حجم از خوشحالی چطوری سر کنم. به شخصه دچار بحران شخصیت شدم. میخوام یکم صدام رو ببرم بالا و بگم چرا تکلیف ننوشتی، بعد یاد حرف جناب بطحایی میوفتم و لبخند میزنم و دستی به نوازش سرش میکشم و میگم عزیزدلم، عشقم، زندگیم، کاش وقت میذاشتی و تکلیف رو انجام میدادی! گاهی حتی کار به بغل گرفتنم میرسه! 
-دارم با لیوان نسکافه در دست میرم سمت کلاس و نگاه خانم میم روی یوانم زوم شده و من لبخند کشداری تحویلش میدم و میگم عزیزم صفا سیتی، تیزهوشان حذف شده. داریم میریم دور هم خوش باشیم:)

-امروز یه سنجاق سر خوشگل، یه تل سر، یک جفت کش سر پاپیون دار بنفش، یک عدد دستبند، یک عدد گل پارچه ای، یک عدد جاسویچی هدیه گرفتم. گل به سر معلم ندیده بودین؟ اینجانب را خوب نظاره کنید:) همه ی اینها حاصل تعطیلی کلاس ریاضی و انجام فعالیت های کلاس کار و فناوری است:)

-کم کم دارم برای سر به راه کردن چند نفر از دانش آموزان چموش یک نقشه ی شوم پی ریزی می کنم! فردا گفتم ضعیف ترین و درس نخون ترین دانش آموز هر کلاس، از یک فصل مطالعات اجتماعی برای کل کلاس سوال طرح کنه. قراره خودش هم اوراق رو اصلاح کنه. اینجوری حداقل مجبور میشه یه چند باری کتاب رو ورق بزنه و خدای نکرده یه چیزایی یاد بگیره:)

زندگی هنوزم خوشگلی هاشو داره. دوره ی تنهایی به بهترین شکل ممکن داره سپری میشه. روزها پر شده از شعر و کتاب و نوشتن. 

نظرات  (۱۰)

من توی یه همچین کلاسی شاگرد اول شدم!
با رقیبی که برادرزنِ معلممون بود! :))
پاسخ:
آفرین بر شما :)
زیر لب: چه معلم یخی :/
پاسخ:
:))
[توو دلش میگه] دیگه منم مشق نمی نویسم :/
پاسخ:
منم تو روش میگم ننویس جون هر کی دوست داری:)
اجازه  خانوم میشه منم اینجوری تنبیه کنید ؟ :)
پاسخ:
نخیر اصلا
اصرار هم نکنید
این تنبیه فقط خاص شایان جانه:)
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • چرا جواب رد آخه؟ دلمون عروسی میخواد^_^
    کاری به حذف نیزهوشان ندارم. ولی این حجم از بی سوادی که داره توی مدارس رواج پیدا میکنه قابل درک نیست!
    پاسخ:
    شوخی بود عزیزم
    والله تو مدرسه ی ما که سواد زیاد داره غوغا میکنه برعکس!
    ولی حرفت رو از یه جهتی قبول دارم
    یه سری محفوظات رو به خوردشون میدیم بدون تحلیل و درک و استنباط!
    آخی :)
    معلمِ مهربونی هستین شما :))
    و پاراگرافِ آخر :)))
    پاسخ:
    قربانت:)
    نه زیاد هم مهربون نیستم داد هم میزنم گاهی:)
  • آشنای غریب
  • یه سوال 
    امیدوارم با شناختی که تا به حال از تون دارم راست راستش رو بگید ها

    شما (دختر ها) وقتی به یکی جواب رد میدهید احساس خوبی می کنید؟

    این سوال با خواندن جمله آخر برام پیش اومد دوست نداشتینم جواب ندین

    اون روز تو مهمونی هم گفته شد که تیز هوشان قرار شده تعطیل بشه
    نظرات متفاوتی بود
    داییم گفت تیز هوشان خوبه به شرطی که دانش آموز خودش تیز هوش باشه نه به زور و کتک طرف رو تیز هوش به بار بیاریم
    پاسخ:
    دقیقا حق با دایی محترم شماست:)
    تگ آخر پست چی میگه؟ :)
    من معمولاً اول به تگ‌ها دقت می‌کنم. :دی
    .
    شما مگه معلم ادبیات نبودین؟ اجتماعی و کار و فناوری و اینا چرا؟
    پاسخ:
    تگ آخر پست هیچ حرفی نمیزنه فقط یه گوشه وایساده داره نگاه میکنه:)
    من معلم ادبیات هستم ولی اجتماعی هم درس میدم.
    کلاس ریاضی رو معلم ریاضی تعطیل کرده بود و کارو فناوری درس میداد
    خب شاگردامون مشترکه دیگه:)

    چی بگم والا
    پاسخ:
    :)
    :| واسه جمله ی آخر 
    پاسخ:
    چرا خب؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">