زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

کانال زمزمه های تنهایی: @zemzemehayema

طبقه بندی موضوعی

یه مشت خبر خوب کوچک

سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۲۵ ب.ظ

هوالمحبوب


-داشتیم برای خودمان زندگی می کردیم که یهو زدن تیزهوشان رو حذف کردن:) نمیدونم با این حجم از خوشحالی چطوری سر کنم. به شخصه دچار بحران شخصیت شدم. میخوام یکم صدام رو ببرم بالا و بگم چرا تکلیف ننوشتی، بعد یاد حرف جناب بطحایی میوفتم و لبخند میزنم و دستی به نوازش سرش میکشم و میگم عزیزدلم، عشقم، زندگیم، کاش وقت میذاشتی و تکلیف رو انجام میدادی! گاهی حتی کار به بغل گرفتنم میرسه! 
-دارم با لیوان نسکافه در دست میرم سمت کلاس و نگاه خانم میم روی یوانم زوم شده و من لبخند کشداری تحویلش میدم و میگم عزیزم صفا سیتی، تیزهوشان حذف شده. داریم میریم دور هم خوش باشیم:)

-امروز یه سنجاق سر خوشگل، یه تل سر، یک جفت کش سر پاپیون دار بنفش، یک عدد دستبند، یک عدد گل پارچه ای، یک عدد جاسویچی هدیه گرفتم. گل به سر معلم ندیده بودین؟ اینجانب را خوب نظاره کنید:) همه ی اینها حاصل تعطیلی کلاس ریاضی و انجام فعالیت های کلاس کار و فناوری است:)

-کم کم دارم برای سر به راه کردن چند نفر از دانش آموزان چموش یک نقشه ی شوم پی ریزی می کنم! فردا گفتم ضعیف ترین و درس نخون ترین دانش آموز هر کلاس، از یک فصل مطالعات اجتماعی برای کل کلاس سوال طرح کنه. قراره خودش هم اوراق رو اصلاح کنه. اینجوری حداقل مجبور میشه یه چند باری کتاب رو ورق بزنه و خدای نکرده یه چیزایی یاد بگیره:)

زندگی هنوزم خوشگلی هاشو داره. دوره ی تنهایی به بهترین شکل ممکن داره سپری میشه. روزها پر شده از شعر و کتاب و نوشتن. 

نظرات  (۱۰)

من توی یه همچین کلاسی شاگرد اول شدم!
با رقیبی که برادرزنِ معلممون بود! :))
پاسخ:
آفرین بر شما :)
زیر لب: چه معلم یخی :/
پاسخ:
:))
[توو دلش میگه] دیگه منم مشق نمی نویسم :/
پاسخ:
منم تو روش میگم ننویس جون هر کی دوست داری:)
اجازه  خانوم میشه منم اینجوری تنبیه کنید ؟ :)
پاسخ:
نخیر اصلا
اصرار هم نکنید
این تنبیه فقط خاص شایان جانه:)
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • چرا جواب رد آخه؟ دلمون عروسی میخواد^_^
    کاری به حذف نیزهوشان ندارم. ولی این حجم از بی سوادی که داره توی مدارس رواج پیدا میکنه قابل درک نیست!
    پاسخ:
    شوخی بود عزیزم
    والله تو مدرسه ی ما که سواد زیاد داره غوغا میکنه برعکس!
    ولی حرفت رو از یه جهتی قبول دارم
    یه سری محفوظات رو به خوردشون میدیم بدون تحلیل و درک و استنباط!
    آخی :)
    معلمِ مهربونی هستین شما :))
    و پاراگرافِ آخر :)))
    پاسخ:
    قربانت:)
    نه زیاد هم مهربون نیستم داد هم میزنم گاهی:)
  • آشنای غریب
  • یه سوال 
    امیدوارم با شناختی که تا به حال از تون دارم راست راستش رو بگید ها

    شما (دختر ها) وقتی به یکی جواب رد میدهید احساس خوبی می کنید؟

    این سوال با خواندن جمله آخر برام پیش اومد دوست نداشتینم جواب ندین

    اون روز تو مهمونی هم گفته شد که تیز هوشان قرار شده تعطیل بشه
    نظرات متفاوتی بود
    داییم گفت تیز هوشان خوبه به شرطی که دانش آموز خودش تیز هوش باشه نه به زور و کتک طرف رو تیز هوش به بار بیاریم
    پاسخ:
    دقیقا حق با دایی محترم شماست:)
    تگ آخر پست چی میگه؟ :)
    من معمولاً اول به تگ‌ها دقت می‌کنم. :دی
    .
    شما مگه معلم ادبیات نبودین؟ اجتماعی و کار و فناوری و اینا چرا؟
    پاسخ:
    تگ آخر پست هیچ حرفی نمیزنه فقط یه گوشه وایساده داره نگاه میکنه:)
    من معلم ادبیات هستم ولی اجتماعی هم درس میدم.
    کلاس ریاضی رو معلم ریاضی تعطیل کرده بود و کارو فناوری درس میداد
    خب شاگردامون مشترکه دیگه:)

    چی بگم والا
    پاسخ:
    :)
    :| واسه جمله ی آخر 
    پاسخ:
    چرا خب؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">