زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۵۲ ب.ظ

هوالمحبوب


همون طور که سال هاست معنای کلمه ی شکست عشقی رو نفهمیدم؛ آدم هایی رو هم که شکست عشقی میخورن رو نمی تونم درک کنم. آدم های این روزگار به غایت تنها شدن، تنهایی که روز به روز داره بزرگ تر میشه. هر روز داریم این تنهایی رو با خودمون حمل می کنیم و توی این برهوت بی عشقی، غرق می شیم. آدم ها هر روز یه مامن جدیدی رو برای خودشون می سازن و هر روز که می گذره دریچه ای که ازش دنیا رو نگاه می کنن کوچیک تر میشه. دیگه برام شنیدن قصه ی رابطه ها هم جذابیت نداره. رابطه هایی که توی تنهایی و سکوت شکل میگیره، توی عطش بی کسی قد می کشه و وقتی بزرگ و بزرگ تر شد دیگه اون خونه ی امنی که براش ساخته شده کوچیکه، این حباب محبت کم کم به مرز انفجار میرسه و یه روزی که چشم باز می کنی، میبینی هم خونه ی امن و هم عشق بی مثالت مث یه حباب ترکیدن و تموم شدن.دیگه این روزها سلام دوم رو نداده باید بفهمی ته این قصه به کجا قراره ختم بشه. باید سر و سامون درست تری به باروهامون بدیم که اینجوری پشت سر هم بد نیاریم. 
تمرین تنهایی، داره به جاهای خوبی میرسه. تمرین تنهایی تا آخر عمر پیشنهاد مژده بود. دارم فکر می کنم که اگه این تمرین رو زودتر شروع کرده بودم خیلی از اتفاق ها نمی افتاد. درسته که تجربه های خوبی برام به وجود اومد ولی خب تلخی هایی هم داشت که غیر قابل انکار بود.

  • نسرین

نظرات  (۸)

من دو سه تا پله بالاتر رو دیدم و گفتم
انشالله که هیچ وقت ناامیدی نباشه
پاسخ:
:)
ممنون
ولی من معتقدم نباید پیشامدهای زندگی رو با تمرین کُشت.
پاسخ:
:)
چه تمرین لوسی :)
پاسخ:
حق میدم بهتون چون متاهل هستید!
همون که گفتی
تنهایی درمانه نه انتخاب...
پاسخ:
بله تنهایی کشیده ها میفهمن
  • آشنای غریب
  • درست نفهمیدم بند آخرشو
    اگه دوست دارین تنها بمونین و تنهایی رو تمرین کنین اصلش کار خوبی نیست
    اما الان یجوری شده که آره همه تنهایی رو دوست داریم منم الان تنهایی رو بیشتر پسند میکنم
    پاسخ:
    تنهای انتخاب نیست درمانه،یه راه گریز از بیماری های روانی....
    تجویز روانشناسم
    مگر نگفتید میخواید تا آخر عمر تنها بمونید؟
    پاسخ:
    تنهایی یعنی ناامیدی؟
    نا امید نشید
    به خدا توکل کنید
    با اهل فن و کسایی که تجربه مفیدی دارند حتما مشورت کنید
    پاسخ:
    آیا من گفتم ناامید هستم؟
    تنهایی که روز به روز داره بزرگ تر میشه. هر روز داریم این تنهایی رو با خودمون حمل می کنیم 
    فقط همینو فهمیدم از کل متن :/ 
    پاسخ:
    همینم غنیمته:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">