زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد
کسی که برای تو گل نمی‌خرد هیچ‌وقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

ما داریم زندگی می کنیم....

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۲۶ ب.ظ

هوالمحبوب


چند روز پیش، وقتی توی کلاس با انبوهی از بچه های زار و بیمار رو به رو شدم که بازم با شنیدن اسم امتحان، دچار دل درد و معده درد و هزار تا درد بی درمون دیگه شدن، عصبانی شدم. از اون عصبانیت هایی که تهش ختم میشه به دلسوزی، از اون عصبانیت هایی که تهش افسوسه، برای اینکه آخرش می فهمی تو هیچ کاره ای. تو یه مهره بیشتر نیستی، تو افتادی تی یه بازی بد که میدونی تهش بازنده ای. اما باز هم دست و پا میزنی که فرو نری. 
بچه های امسال از هر لحاظ عالی هستن. درس خون، باهوش، مودب. حتی بیشتر از چیزی که ما ازشون انتظار داریم فعالیت می کنن. ولی این چیزی از اندوه من کم نمی کرد. اون سه شنبه ای که چند نفر از بچه ها دوباره حرف استرس و نگرانی آزمون تیزهوشان رو پیش کشیدن؛ گفتم کتاب ها بسته، امتحانم تعطیل. امروز فقط حرف میزنیم. بهشون گفتم من از این سیستم آموزشی بیزارم. من از اینکه مدام درس بخونیم و تست بزنیم و همدیگه رو نفهمیم بیزارم. گفتم اگه بچه داشته باشم نمیذارم بره تو مدرسه ی غیردولتی، حتی شاید اصلا نذارم بره مدرسه! اونقدر که این مدرسه حالم رو به هم میزنه. اونقدر که این سیستم خلاقیت بچه ها رو می کشه. روح شون رو می کشه. سیستمی که داره از یه بچه ی 12 ساله اندازه ی یه آدم بیست ساله کار می کشه. داره بچگی اش رو ازش می گیره در ازای چی؟ در ازای اینکه مدرسه ی بهتری درس بخونه. تهش چی؟ هیچی... بیشتر غرق میشه. بیشتر فرو میره و زندگیش بیشتر تباه میشه.
دلم میخواد وقتی میرم مدرسه اونقدر بهم خوش بگذره که نفهمم کی ساعت دو شد، نفهمم کی وقت رفتن شد، اونقدر انرژی داشته باشم که مجبور نشم عصر ها مثل یه جنازه ولو بشم و هیچ کار مثبتی انجام ندم. دلم میخواد معلم باشم نه ربات. دلم میخواد بچه ها لبخند بزنن، کیف کنن، خوش بگذرونن و بچگی کنن. اونقدر حرف بزنیم که جون مون بالا بیاد. دلم میخواد کلاسی باشه که سمانه فقط خاطره تعریف کنه، شیوا فقط نقاشی بکشه. شقایق آواز بخونه و هلیا تئاتر بازی کنه. نیکا غرق بشه توی بازی های بچه گانه اش، حنانه و فاطمه خاله بازی کنن و درباره ی بچه های آینده شون حرف بزنن. مدرسه بشه کارخانه ی آرزو سازی نه آرزو سوزی.
فکر می کردم تحقق این رویا، چیزی شبیه معجره است. فکر می کردم محاله به این زودی تکونی به این سیستم فرسوده بدن. اما وقتی دوشنبه خبر حذف آزمون تیزهوشان از پایه ی ششم دست به دست چرخید؛ دیدم نه میشه زنده بود و زنده شدن آرزو ها رو دید.
هر چند خیلی ها بازارشون کساد میشه، هر چند خودم خیلی از کلاس های خصوصی ام رو از دست میدم، هر چند خیلی از آموزشگاه ها ضرر می کنن، اما مهم اینه که بچه ها سود کردن. بچه ها برگشتن به زندگی، روح نشاط برگشته به کلاس ها. چند روزه داریم خوش میگذرونیم. چند روزه داریم زندگی می کنیم. داریم بازی املا می کنیم، فلش کارت میاریم سر کلاس، قراره کتابخونه و پژوهش سرا بریم، قراره صبحونه ها رو دورهم بخوریم. قراره کنار همدیگه زندگی کنیم. بچه ها دارن لبخند میزنن، من استرس تموم شدن کتاب رو ندارم، نگران تست زنی بچه ها نیستم. نگران رتبه های بچه ها نیستم.... خوشحالم که داریم تغییر می کنیم. امیدوارم پای این تغییر بایستیم.

نظرات  (۵)

یعنی تیزهوشان رو جمع کردن؟
پاسخ:
فعلا فقط از پایه ی ششم
برادرزاده ام زنگ زده بهم میگه: یه سال مدرسه و استرس و مامان اذیتم کردن تهش هم قبول نشدم و کلی سرکوفت خوردم حالا میخوان امتحان تیزهوشان رو حذف کنند. :|
خانم معلم و  بچه ها :)
ردیف اول دومی از سمت خودت چقدر شبیه ته. :)
پاسخ:
خیلی ناراحتم بابت این خبرهای بدی که میشنوم.
تازه بعضی ها اونقدر غرق شدن توی این مصیبت که رفتن تحصن کردن جلوی مجلس که چرا لغو کردین!
بشنوه خوشحال میشه حتما:)
سلام
این چیزایی که بهه عنوان آرزو گفتید چندان دور از دسترس نیست شما رو دعوت میکنم تا برید معلم مدرسه تاچیوانای سفلی در بخش مرکزی جوهانگ یو از روستاهای شهر توکیوی ژاپن بشید!
این آزمون تیزهوشان رو هم امسال بر میدارن دوباره سال دیگه میذارن نگران نباشید! البته امیدوارم این اتفاق نیفته
چه عکس شادی! ممنون بابت عاین عکس
چه لبخندهای قشنگی
دانشجوهای ما که همه تو هپروتن یا دلشون جای دیگس
پاسخ:
سلام آقای فرهیخته:)
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
ترجیح میدم جای ژاپن برم فنلاند که بهترین و شادترین مدارس رو در کل جهان داره:)
فکر نمی کنم دوباره برگرده
یعنی نمیشد این خوشحالی کوچیک رو از ما نگیرین؟!
ممنون برای خودمم عکس شیرینی بود....
شبیه یکی از همکارای سابق منی 
هی عکسو نگاه می کنم فکر می کنم اونه :) ولی تو خوشگلتری ^___*
پاسخ:
ممنون:)
اینا که بچه اند! O___o 
این استرسا از سر بیستای من و تو زیاده چه برسه اینا :/ 
اون خودتی؟ :) 
.
.
.
خودم بزرگ شده ی تیزهوشانم مزخرف ترین جاست واقعا چی یاد میگیری؟ هیچی تهش چیه؟ بازم هیچی
اونقدر مهارت اجتماعی یاد نگرفته دارم که بیا و ببین 
تازه زمان ما که خوب بود الان که فقط بازار آموزشیه :/ تنها اقتصادی که برجا مونده درس بخونم درس بخونم تا تهش بشم استاد یا معلم یکیهای دیگه

پاسخ:
بله اون خانم معلم منم:)
اتفاقا معاون آموزش ابتدایی در جواب اعتراض کسایی که مخالف حذف تیزهوشان بود گفته بود حاضرم چن نفر از فارغ التحصیل های سمپاد رو بیارم بشینین ببینین راضی بودن یا نه!
خدا رو شکر شاهد از غیب رسید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">