زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

رگ خواب

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۱ ب.ظ

هوالمحبوب


خیلی وقت بود که غرق نشده بودم در قصه ی یک رن و خودم را در او ندیده بودم. شاید هیچ کدام از ما همان مینایی نباشیم که فیلم نشان مان میدهد. شاید آن رنجی را که کشیده، نکشیده باشیم اما کدام زن است که برای عشق نجنگیده باشد؟ کدام زن را می شناسید که با لبخند های یک مرد عاشق پیشه دیوانه نشده باشد؟ کدام زن را می شناسید که در برابر جادوی عشق مقاوم باشد؟! گناه ما نیست که عشق پناهگاه است، گناه ما نیست که زود غرق می شویم در پناه دست های مردانه. دنیا به قدر کافی جای اندوه باری برایمان ساخته است؛ چرا نخواهیم برای تمام رنج هایی که کشیده ایم آغوشی را بیاییم و آرام بگیریم. نمیدانم آیا عشق همین قدر احمقانه شکل می گیرد یا نه، نمیدانم برای هر زنی همین قدر تاوان دارد یا نه، نمی دانم دست های هر مردی همین قدر سرد است یا نه، نیمه ی راه یا پایان راه فرقی نمی کند، زیبایی عشق در مسیر طی شده است. در مسیری که تو را به کمال برساند، حالا می خواهد دست در دست یار یا... گاهی باید رفت برای رسیدن، گاهی باید برید تا رها شد. گاهی باید تمام عشق را بالا آورد، گاهی باید عشق را پس زد تا رسید. غمگینم. پا به پای مینای قصه گریه کردم. رنج کشیدم. پله ها را با او بالا رفتم و با همان عطشی که برای کشف دنیای آرام خودش داشت، با همان لذتی که از دنیای بیرون به آرامگاه امنش پناه می برد، با همان شعفی که غرق می شد در چشم های کامران. با او از همان پله ها پایین آمدم با همان روحی که عریان شده است، با همان دست های خالی و دلی سرد از عشق....

رگ خواب را اگر ندیده اید حتما ببینید آن هم تنها در انزوانی خودتان....


نظرات  (۴)

  • مریــــ ـــــم
  • @اقا گل
     
    کوروش تهامی هم داخلش هست
    :دی
    پاسخ:
    بله:)
  • مریــــ ـــــم
  • بااینکه از بازی لیلا حاتمی خوشم نمیاد
    اما فیلمو دوس داشتم
    بسیار تاثیر گذار بود
    پاسخ:
    من از خودش خوشم نمیاد:)
    موافقم باهات انگار اینجا اون کلیشه و تکرار های مدام رو دیگه نمی بینیم:)
    زن‌ها همیشه از همین ضربه می‌خورن...
    پاسخ:
    بله متاسفانه
    رگ خواب رو دیدم قبلاً.
    لیلی حاتمی هم داخلش بازی می‌کنه. و همایون شجریان جان هم صداش هست.
    پاسخ:
    کار خوبی کردید
    من اول آهنگ های همایون رو شنیدم بعد عاشقش شدم بعد تازه فیلم رو دیدم:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">