زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

شنبه ی بی حوصله

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۵ ب.ظ

هوالمحبوب

هیچ وقت فلسفه ی دندون عقل رو نفهمیدیم. غیر از اینکه یه مدت با روییدنش درد رو بهمون تحمیل می کنه و یه بارم وقتی رشدش کامل شد یا نصفه  رشد کرد و دوباره کل وجودمون رو به در آورد؛  چه حسن دیگه ای می تونه داشته باشه؟

پارسال این دندون عقل نصفه در اومده، دردش شروع شد، که با مسکن و داروهای گیاهی حالش خوب شد و رفت نشست سر جاش و دیگه صداش در نیومد. اما امسال که دردش شروع شده، مسکن هم دیگه جواب نمیده. منی که سال تا سال تعداد قرص هایی که میخوردم به تعداد انگشتای دست هم نمی رسید هر روز چن تا مسکن قوی می خورم و بی فایده است.

خلاصه کارمون کشیده به دندون پزشک و جراحی و اینا. امروز به دلیل آلودگی هوا تعطیل هستیم و من منتظرم مامانم از کلاس قرآن برگرده و بریم کار این دندون عقل بی عقل رو یه سره کنیم. منی که تا حالا یه بارم کارم به دندون پزشکی نکشیده بود به شدت از جراحی و این صحبت ها می ترسم. ولی دارم خودم رو ریلکس نشون میدم که فک نکنن می ترسم.

توی این درگیری با دندون عقل سرمای بدی هم خوردم و گلوم چرک کرده. جوری که شبا چند بار از خواب بیدار میشم و حس میکنم دارم خفه میشم و راه گلوم بسته شده!

خلاصه که من در یک، شنبه ی بی حوصله در میان کوهی از ورقه های تصحیح نشده نشستم و دارم پست میذارم و درد دندون و گلوم رو تحمل میکنم

اینم یه غزل خوب از  فاضل نظری با صدای محزون من که به عمق ماجرا پی ببرید:


 

 

 

نظرات  (۷)

همه اش یه طرف ورقه های تصحیح نشده یه طرف :)
دندون بی عقل و بی خاصیت حتی.
صدات دیگه خیلی دماغی شده.
پاسخ:
دقیقا :)
تا من باشم که تو یه هفته سه تا امتحان نگیرم!
صدام آخ آخ
الان بهترم شکر خدا
  • آقاگل ‌‌
  • شعر رو شنیدم و بعد یاد بیت آخر این شعر افتادم از آقای بهمنی عزیز:

    گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»
    تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

    چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
    در من اثر سخت ترین زلزله ها را

    پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
    از بس که گره زد به گره حوصله ها را

    در مورد دندون عقل هم که هیچی نمی‌گم و سکوت پیشه می‌کنم می‌ترسم دندون عقلم یادش بیاد که چند وقته درد نگرفته. :)
    پاسخ:
    چقدر ذهن تون سراغ شعر خوب یرفته 
    مخصوصا این شعر رو با صدای قربانی بشنوی حال دیگری دارد ...
    دندون عقل بی عقل :)
    آخ آخ صداتون چقدر گرفته است! از آبلیمو و عسل غافل نشید..آنتی بیوتیک های گیاهی هم جدیدا اومده که ضرری ندارن
    ببخشید دکتر بازی دراوردم...متاسفانه همه ما ایرانیها یه پا دکتریم
    بابت دندون هم اصلا نگران نباشید...نهایتش دردست کردنی بود درست میشه نشد میکشن میندازن دور.....رفتید دندونپزشکی به وبلاگتون یا چیزای بهتر فکر کنید
    ولی بنظرم از همه مهمتر تصحیح برگه های امتحانیه..من میدونم چه کوفتی هستند این برگه ها!
    خدا به دادتون برسه خخخخخخخخخخخخخخ
    پاسخ:
    اتفاقا دیروز دوستم بهم یادآوری کرد که معجون آبلیمو و عسل و دارچین بخورم. واقعا معجزه کرد شب که خوردم و خوابیدم صبح گلو دردم کاملا خوب شده بود!
    دندونم مشکلش حل شد و قراره به طور روزمره یه سری به مطب آقای دکتر بزنم :)
    عکس برداری از دندون تا حالا نرفته بودم تجربه ی باحالی بود :)
    برگه های لعنتیییییییییی :(
  • فیشکسوت ــبــیــان
  • چقدر صدای شما دماغی باشه خوبه :)))
    +ولی فک کنم از تن صدای معلمی تون استفاده نکردینا :)))
    پاسخ:
    خب خیر سرم هم دندونم درد میکنه هم گلوم :)
    شما به بزرگی خودتون ببخشید
  • سر به هوا!
  • آخی... خوب شی زود ان شاءلله...

    ای جانم، صداشو! :) :*
    پاسخ:
    ممنونم :)
  • آشنای غریب
  • منم از شما عذر میخوام
    من خودم نصف اینو هم نمیتونم بخونم 
    ولی یجورایی حق مطلب شعر ادا نشد

    :(((

    چشم خانم معلم ^_^
    پاسخ:
    نمیدونم دیگه چطور میشه حق مطلب رو ادا کرد سعی میکنم بیشتر تمرین کنم
    دلیل دیگه اش هم برمیگرده به زبان ما. ترک بودن هم میتونه مانع ادای حق شعر باشه
  • آشنای غریب
  • «کچلین آدین قویاللاز زلف علی»
    ضرب المثل ترکی:فردی که کچله اسمش زلف علی میزارن

    حالا شده حکایت دندون عقل!
    از جایی که فکر نمیکنی و جوری کج و کوله خودش رو بیرون میکشه که فکرش هم نمیکنی


    انتظار داشتم بهتر این روان تر میخوندین ! خانم معلم:دی
    تازه لازم نبود با اون سرماخوردگی و گلو درد شدید بخونید :دی
    میزاشتین سر یه فرصت مناسب
    پاسخ:
    بله درسته.

    به نظر خودم خوب و روان خوندم ولی اگر به گوش شما خوش ننشسته عذر می خوام.
    حتما یه دلیلی داشته که با این صدا شعر رو بخونم عزیزم:)
    راستی میذاشتین درسته :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">