زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

کتاب گردی

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ب.ظ

هوالمحبوب
کتابفروش های جلو باغ گلستان، قدیم تر ها مهربان بودند. با کتاب خوان ها راه می آمدند. اصلا برق چشم هایت را که میدیدند می فهمیدند که عطش خواندن داری گل از گلشان می شکفت. حالا این روزها سخت میشود بین انبوهی از کتابهای خاک گرفته شکار خوبی کرد. اگر هم دلخواهت را بیابی آنقدر قیمت ها پرت و پلا هستند، که از آمدن پشیمانت کنند. راستش را بخواهی کتاب را ارزان خریدن بیشتر به دلم می نشیند. اینکه برای یافتنش تلاش کنی و بجنگی و سر داشتنش چانه بزنی. رمان لولیتای ناباکف را فکر نمیکنم بتوان جایی پیدا کرد. اما چاپ افغانستانش را امروز بین بساط کتابفروشها دیدم قیمتش ١٧ هزارتومن بود و فروشنده دندان گرد،حاضر به تخفیف نشد.. می دانستم که ارزش کتابی را که در بساطش دارد را نمی داند، کتاب شناس نبود. اصلا کتاب فروشی که تبدیل به تجارت شود رنگ و بویش را از دست می دهد. شبیه فروشنده ای که قبل تر ها با الهام دیده بودم نبود. همان که اغلب کتاب های  بساطش را خوانده بود. دایره المعارف کوچیکی بود از موسیقی و فلسفه و ادبیات. همان که زنش به خاطر زیاد غرق شدن در کتاب ها ترکش کرده بود. این پنج کتاب را روی هم ١۴ هزارتومن خریده ام. دیروز حساب تلگرام را بستم و تصمیم گرفتم تا آمار کتابهای نخوانده ام را تقلیل نداده ام سراغش نروم. امید که بتوانم. دلم غرق شدن در بین صفحات کاغذی کتاب را می خواهد. دلم نسرینی را می خواهد که هزار بار صدایش می کردند و او که بین کتاب هایش گم شده بود  خیال بیرون آمدن نداشت. به نظرم کتاب خواندن یک جورهایی عبادت است. چیزی که لذت بخش باشد و لذتش حلال باشد و چیزی بر تو بیفزاید.
  • نسرین

نظرات  (۴)

آره الا نیست نگاه کردم سرجاشه کانال.
بابک نهرین :) من خیلی کم طنزاشونو دیدم فقط یه بار تو جنگ شادی اون مش اسماعیل شون از خنده روده برمون کرده بود. :)
پاسخ:
ولی جالبیش اینجاست که الان که برای کارهای مدرسه مجبور شدم تلگرام رو نصب کنم
می بینم که مث یه عضو ساده فقط باید نگاش کنم چون صفحه مدیریتش رو نمی تونم وارد بشم!
من از گلستان باغی میترسم🙈🙈
بلی سرشب خواستم باهات حرف بزنم دیدم نیستی، چطور کانال هست؟؟
حالا فردا زنگ میزنم.
تو هر چقدر هم بگی بچگیات فکر نمیکردی معلم شی باز من میگم معلمی به نافت بسته بوده. :)
بخون بانو بخون :)
پاسخ:
 یاد حرف بابک نهرین افتادم  که میگفت گلستان باغینا آدام تک گده بولمز :)
آخه ما داخل نمیریم که از بساط کتاب فروش های جلوش خرید می کنیم.
جدا کانال سر جاشه؟؟ 
عجیبه واقعا!
مطمئنی؟؟
چی بگم والله شایدم 
  • رحیم فلاحتی
  • خدا قوت !
    چه کتاب های مختلفی !
    فقط کشتی پهلو گرفته رو خوندم .
    پاسخ:
    ممنون
    خواستم ساختار شکنی کنم توی سیر مطالعاتی ام:)
    کشتی پهلو گرفته از دکتر شهیدی هست?!
    کاش یا تحلیل های خودش رو مینوشت یا تاریخ رو
    یا هر دوش رو باهم
    این که نظرات دیگران رو آورده خواننده روسرگردان میکنه
    بقیه ی کتابها برام نا آشناس چون نخوندم :|

    پاسخ:
    نه از مهدی شجاعی
    کتاب قدیمیه
    اغلب کتاب هاشو خوندم این یکی جا مونده بود
    هر وقت خوندم میام نظر میدم راجع بهش :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">