زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد
کسی که برای تو گل نمی‌خرد هیچ‌وقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

تولدت مبارک عشقم

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۱۴ ب.ظ

هوالمحبوب


سی ام آبان ماه یکی از بهترین روزهای زندگی منه. روزی که یه حس معرکه رو برای اولین بار تجربه کردم. حس دوست داشتنی که نظیرش رو توی هیچ رابطه ای ندیده بودم و لمس نکرده بودم.

حسی که زیاد درباره اش شنیده بودم و برام گنگ بود. تو این روز، قشنگ ترین اتفاق زندگی من رقم خورده. و امسال دومین سالگردشه.

دومین سالی که دارم دل به دل کسی می دم که برام عزیزترینه. دومین سالی که انگار آدم یه قلب اضافه داره برای یکی دیگه. دومین سالی که یه موجود دوست داشتنی به جمع ما اضافه شده. امروز تولد دو سالگیه ایلیاست.

ایلیایی که توی این دوسال معجزه ی کوچیک زندگی مون بوده. همیشه بهترین ها با اون رقم خورده و عزیزکرده بودنش رو هیچی تغییر نمیده حتی نورچشمی جدید مون السا. 

ایلیا چیزی فراتر از یک خواهر زاده است برای من. چرا که نفس زندگی مون به نفس کشیدن هاش بنده. ایلیا که اومد جلوی خیلی از فروپاشی ها رو گرفت. جلوی خیلی از مرگ های تدریجی رو گرفت. جلوی خیلی از نبودن ها رو گرفت. پس بی دلیل نیست که اسمش رو میذارم عشق زندگی ام. 

عشقی که هیچ سر و تهی نداره و همیشه یه چشمه ی لایزال زندگی باقی خواهد موند.

ایلیای کوچک ما امروز میتونه حرف بزنه ادا در بیاره، عاشق قایم باشکه، می خنده و دلبری می کنه و حسابی به چشم های السا حساسه:) امیدوارم خدا برای ما حفظش کنه و چشم بد رو ازش دور کنه که هم جانه و هم جانان.


+وبلاگم نفس می کشه حتی اگه نباشید و نظر ندید!


نظرات  (۹)

ممنون
پاسخ:
:)
دوباره راهش بنداز عالی بود واقعا

من منتظرمااااا
پاسخ:
حتما
عزیزم

چرا کانالو حذف کردی؟
پاسخ:
هیییییییییییییی 
تصمیم عجولانه ای بود میدونم....
تولدش مبارک باشه با تاخیر 
الهی صد و بیست ساله بشه گل پسر
پاسخ:
ممنونم شیرین بانو
خدا گل پسراتو برات نگه داره
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • همین که شما می نویسی یعنی داره نفس می کشه:-)

    پاسخ:
    حتما همین طوره
    ولی دوست دارم شما دوستای گلم باشید و نظر بدید استفاده کنم ازشون:)
    ای جانم خدا حفظش کنه میلادش مبارک :)
    ایشالا 120 ساله شه و همیشه سلامت و شاد زندگی کنه.
    چقدر خووب که نعمت زندگیتونه. حتما هم عاشق خاله اشه ^--^
    پاسخ:
    اونو نمیدونم
    چون خیل یبا هم کل کل می کنیم
    ولی دوستم داره مطمئنم:)
    مرسی عزیزم
    خدا برای شما هم حفظ کنه نوه هاتون رو
  • آشنای غریب
  • هستیم و نظر میدهیم ^_^


    خدا هر دوشون رو براتون نگه داره

    وای امان از بچه ای که نتازه راه رفتن یاد بگیره و بعد  دوسه قدم بخوره زمین خیلی دیدن داره راه رفتنش
    پاسخ:
    سلامت باشید هستید ولی نظر نمیدید که:)
    ایلیا پارسال این موقع در این شرایط بود الان دیگه ماشالله مردی شده برای خودش:)
    سلام علیکم
    واقعاً گاهی تولد یک بچه، تولد دوباره‌ی یک خانواده می‌شود. یک گرما و شور و شوق دوباره، همان‌طور که گفتید، در کالبدها دمیده می‌شود. حتی ارتباطات خویشاوندان نو می‌شود.
    پاسخ:
    سلام
    بله تولد ایلیا حیات بخش بود فراتر از چیزی که بشه توی جان کلمه ها ریخت...

    مبارک باشه انشالا. بهترین آرزوها برای شما و ایلیا
    پاسخ:
    ممنون از لطف تون علی آقا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">