زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

به هر حال مرسی

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۱۷ ب.ظ

هوالمحبوب


به هر حال هر کسی یه سری ویژگی ها داره که بقیه شاید خوششون نیاد. به هر حال هر کسی برای خودش یه سری کارها داره که باعث میشه سرش شلوغ باشه و نتونه حال تو رو بپرسه. به هر حال منم یاد میگیرم با بقیه ای که سرشون شلوغه چطوری رفتار کنم هنوز از خودم نا امید نشدم. به هر حال یه وقتی نوبت منم می رسه که سرم خیلی شلوغ باشه!

خدا رو شکر می کنم که اونقد بهم فرصت داد که خوش رقصی خیلی ها رو ببینم و در نهایت بهم ثابت بشه که اینا همونی که نشون میدن نیستن. و من خیلی ساده بودم که فکر می کردم دوست داشتن فقط یه رو داره و نمی دونستم در عین حال که یکی رو دوست داری می تونی دوستش هم نداشته باشی!

خدا رو شکر که این امکان برام فراهم شد که برخی از دوستام قبل از من ازدواج کنن و من بفهمم که عمق دوستی که ازش دم میزدن چقد کمه! خیلی برام جالبه که دوستی که روزی شونصد بار حالت رو می پرسید و هفته ای چند بار بهت زنگ میزد چطور میشه که دم ازدواجش یهو تو رو فراموش میکنه و میره و سه روز بعد از عقدش میاد سراغت و خبر ازدواجش رو اعلام میکنه! خیلی برام جالبه که دوستی که یک ماه قبل از عروسی اش اومده تبریز برای دیدن ما و باهامون قرار میذاره و میریم بیرون و هی از عروسی اش حرف میزنیم و اینکه مامانا رو راضی کردیم که اجازه بدن بریم شهرشون برای عروسی اش و چقد نقشه می چینیم که دوستانه سفر بریم و کلی خوش بگذرونیم و در نهایت در عین ناباوری یک هفته به عروسی کلا گم و گور میشه و نه جواب پیام ها رو میده نه تماس ها رو و تازه بعد از بازگشت از ماه عسل بهت زنگ میزنه که عزیزم ببخشید یهویی شد و کلی درگیری پیش اومد نتونستم خبر بدم! خواهش میکنم اونقد شجاع باشید که با صدای بلند اعلام کنید منو دوست ندارید! این خیلی شرافت مندانه تر از اینه که به دروغ متوسل بشید و رابطه ها رو به گند بکشید!

درسته که نمی تونم انتقامی ازتون بگیرم چون قطعا اونقدی که عروسی شما منو خوشحال می کرد؛ اونقدی که بودنم تو عروسی شما برای من مهم بود قطعا عروسی من برای شماهایی که متاهل هستین مهم نخواهد بود. ولی فقط همین قد بدونید که هر وقت یه نفر عکسی از عروسی دوستاش میذاره و خوشحالی اش رو اعلام میکنه یه جای دلم بدجوری درد میگیره.

قطعا بعد از این دیگه یاد میگیرم چطور یه زمان های مشخصی نباشم، یه سری چیزها رو اصلا نبینم، برای یه سری چیزها اصلا وقت نداشته باشم، از کنار یه سری چیزها بی تفاوت رد بشم! حتی توی فضای مجازی هم همین تصمیم رو اجرایی میکنم. دیگه اصراری برای کامنت گرفتن ندارم حتی شما دوست عزیز. درسته که هیچ وقت هم نداشتم ولی خب از بعضیا توقع بی جا خیلی داشتم.
به هر حال مرسی که هستید!

  • نسرین

نظرات  (۷)

سلام
منم همیشه سعی میکردم دوستای زیادی داشته باشم و...

ولی وقتی تو دردسر افتادم و رفتم پیششون دیدم کسی برام تره هم خرد (یا خشک نمیدونم ) نکرد
حالا منم ولشون کردم به امان خدا خیلی کم بهشون پیام میفرستم اونا هم هیچ سرغی ازم نمیگیرند

راستش یکی از دلایل اومدن تو وبلاگ نویسیم این بود

ولی ...
من ازشون دلخور نیستم 
پیشنهاد میکنم شماهم از دوستاتون دلخور نباشید 
پاسخ:
سلام
کار خوب یکردید
دوستای بی معرفت رو باید به امون خدا رها کرد
دلخور نیستم اصلا

سلام و عرض ادب
حالا چرا اینقدر زودرنج؟ معمولا اذری قیزها کمتر میرنجن و بیشتر میسازن
تو دنیای واقعی خود من یاد گرفتم تا جایی که میتونم از هیجکس انتظار نداشته باشم چه برسه به دنیای مجازی
واقعا آدمها اونطور که ما میخوایم با ما  برخورد نمیکنن، زفتار آدمها دست ما نیست یه عده گرفتارن، یه عده بلد نیستن...
چیزی که مهمه اینه که ما خودمون طوری عمل کنیم تا بتونیم رفتار بقیه رو با خودمون مدیریت کنیم
تو روابط دو طرفه تو فضای مجازی یا حتی واقعی هم همینطوره
ضمنا اینایی که عروسی کردند و رفتن و شما ور تنها گذاشتن انتظاری ازشون نداشته باشیدبراشون آرزوی موفقیت کنید انشالا که زندگی خوبی داشته باشن هر چند خیال نکنید زندگی متاهلی تو این دوره زمونه خیلی راحت نیست و اونا هم مشکلات خودشونو دارن
ازدواج علاوه بر اینکه قسمت هست ولی بنظرم ریسک بزرگی هم هست اگر غیر از این بود آدمهای معروف و مشهور یا ثروتمند و زیبا هیچوقت پاشون به دادگاه های خانواده باز نمیشد!
قدر خودتونو بیشتر بدونید..اعتماد به نفس داشته باشید..و اصلا از خودتون ضعف نشون ندید..از دست هیچکس هم ناراحت نشید
ببخشید یکم حالت نصیحت پیدا کرد قصد نصیحت نداشتم
در مورد کامنت ها هم اصلا حساب کتاب نداره
ی زمان برای منم تعداد کامنتا مهم بود ولی الان دیگه نیست و بیشتر برای خودم مینویسم
ضمنا امیدوارم از من دلخور نباشید چند روزی مسافرت بودم و قبلش هم درگیر تعمیرات ماشین و خریدهای لوازم خانه و ...
در مورد اون پستایی که رمز دار بود باید بگم تقریبا اونا رو خوندم تا حدودی دستم اومد که داستان چیه
خواستید در این مورد در پیامهای خصوصی در آینده نزدیک نظرمو خواهم گفت
موفق باشید
پاسخ:
سلام
زود رنجم دیگه چیکار کنم
ولی عوضش زودم از دلم در میاد نمیتونم زود رنج باقی بمونم:)
بعله دیگه بعضیا نمیتونن آداب اجتماعی رو رعایت کنن و درست رفتار کنن طبیعتا بع از سی سال عمر فهمیدم اینا رو
برای من هیچ وقت مهم نبود ولی از یه سریا توقع داشتم که دیگه ندارم:)
حتما منتظر نظرات تون هستم موفق باشید
مرسی از کامنت پر مهر تون
:)
منم نمیفهمم، راستش من دوست صمیمی زیادی ندارم ولی تا الان تا حدودی میتونم بگم از روابطم راضی ام، حداقلش حس میکنم هم کوف هم هستیم. برام مهمه که دوستم تا مد حد با من حس راحتی میکنه. من با مهدیه خیلی دوستم ولی خودش میدونه بهت به دلایلی فقط دوست مچ و صمیمی نه. راحت میتونم برم خونه اشون چون میدونم اونم ب نکنه حتما میخواد که بیاد...
اینجور دوستیا برا من تموم میشه، اوصولا فرصتی برا تجدیدش نمیدم.
پاسخ:
منم ندارم دیگه فقط دو تا
برای منم زیاد پیش اومده، درک میکنم چه احساسی الان داری. چاره ای نیست جز اینکه یاد بگیریم توقعمون رو از آدما پایین بیاریم حتی نزدیکترین افراد. ولی بهتره همه مون تلاش کنیم بهتر از اونا باشیم، این اصلا خوب نیست که چون یه بار کسی دلمون رو شکونده ما به خودمون اجازه بدیم دل دیگری رو بشکونیم.
پاسخ:
سلام ممنون از حضورت لادن جان
من هیچ وقت بلد نبودم انتقام بگیرم
حتی از آدم ی که زندگیم رو به هم ریخت
اینا دیگه جای خود دارن
لبخند میزنم و رد میشم
بله؛ موضوع اصلی رو که دریافت کردم، منتها منظور این که وقتی برخورد فامیل با آدم اینجور میشه، دوستان که دیگه... خلاصه که همه چیز شده مثل روابط کشورها‌.
پاسخ:
بله اینجوری دیگه
خاله ی من عروسی گرفته بود برای پسرش؛ عروس های دایی ام رو دعوت نکرده بود مثلا!
سلام من همین الان با وبتون آشنا شدم 
می خوای طرز فکر متأهل ها رو بهت بگم ؟‌
۱ : دختر ها فکر می کنند که تو مجردی و ممکن خدای نکرده شوهرشونو بدزدی 
۲ : پسرها فکر می کنند که تو مجردی و ممکن زنشون رفیق باز بشه و شما زیر پاش بشینی و بگی شوهر چیه ؟ من راحتم و اینا 
اینا طرز فکر اشتباهی که تو متأهل ها در ایران دیده میشه 
خواهرم یه دوستی داشت که مدام به خونه ما تماس می گرفت به محض نامزد کردن خواهرم بهش بی محلی کرد و اونو از خودش رنجوند ، خودش چنین رفتاری رو از دوست دیگه ش دیده بود و همون رو برای دوستش عملی کرد ، میدونی یه طرز فکر اشتباه متأسفانه دست به دست می گرده و اینجا هم ایران و باید با کورمال کورمال راه رفتن آدما پی سر بقیه عادت کنی :-((( 
میدونم سخته ولی .... 
ببخشید کامنتم طولانی شد :-((( 
شب بخیر 
پاسخ:
سلام
نه دیگه تا این حد فک نمیکنم عقب مونده باشن!
وقتی دوستت رو ده ساله میشناسی چنین تفکری دور از عقلانیته
بیشتر جو گیر شدنه به نظرم
ممنون از حضور گرم تون دوست عزیز
سلام
بد دوره و زمونه ای شده خانم! پسرخاله همسر بنده ما رو عروسیش دعوت نکرد، دوست که جای خود داره. همینکه شما خودتون خوب باشید کفایت می کنه.
پاسخ:
سلام
بحث من اصلا دعوت عروسی نبود اینا کلا ازدواجشون ور مخفی کردن عروسی پیشکش!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">