زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد
کسی که برای تو گل نمی‌خرد هیچ‌وقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

پایانی برای نیمه ی همیشه غایب

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۱۵ ب.ظ

هوالمحبوب


محبوب من، دیر زمانی است که از آمدنت ناامید شده ام. از چشم به راه کوچه های بهاری بودن به ستوه آمده ام. دارم تمام حجم تو را در یک عکس خلاصه میکنم ولی نمی شود. لبخند های پت و پهنت توی هیچ قابی جای نمی گیرد. قاب های من برای  قامت بلندت زیادی کوچک و حقیرند. صدای تو که روزگاری مرا تا ناکجا می برد، حالا از ذهن و دلم پر کشیده است. بهار با تمام قشنگی هایش عزم رفتن کرده است و دیگر امیدی به بازگشتت نیست. بهار دیگر فصل عاشقی های اتفاقی نیست. بهار فصل بوسه های یهویی نیست. بهار فصل بی تابی های نوبرانه نیست. بهار مادر خوبی برایمان نبود. محبوب من، شب ها رازهای بزرگت برایم فاش می شود، بویت را باد می آورد و لبخندت را گل هایی که از پنجره های بالز اتاقم  سرک می کشند، اما اشک هایت را، بغض هایت را باران های ناغافل تبریز برایم فاش میکنن و اخم هایت را ابر های سیاهی که ماه را میپوشانند. دوست داشتنم را اما هیچ پرنده ای آواز نخوانده، هیچ شکوفه ای با عاشقانه هایت نرسته و این برای پایان من دلیل خوبی است. تو نیمه ی غایب من بودی و من تمام تو را در تمام دلم در تمام جانم جا کرده بودم. حالا که بهار می رود و تو دوباره زاده می شوی، دیگر مرا نخواهی دید. در دلت و در دنیایت.... و این پایان قصه ی ماست....

نظرات  (۷)

:(

پاسخ:
:)
  • ریحانه الف
  • تو نیمه ی غایب من بودی...
    چه غمی داشت همین نیم جمله
    پاسخ:
    هوووووووووووووووووم
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • یه حال غریبی داره..
    پاسخ:
    حال خودمه
    چقدر تلخ😔

    ان شالله همیشه زندگی بهترین هارو برات رقم بزنه بهترین دختر دنیا🌹
    پاسخ:
    تلخ نبود اتفاقا
    شروع جدیده
    ممنونم
    ولی رعدو برق ترس داره :))
    نمیدونم شاید هم بخاطر هوای این روزا باشه. روزها یه جوری به دلتنگی میگذره باز شباش بهتره..
    پاسخ:
    شایدم نمیدونم

    باران های ناغافل تبریز.....
    فک کنم آدمی پیدا نشه که زیر باران ناغافل تبریز خاطره ای برای خود نسااازد.
    نسرین جان عجب حال و هوایی داره پستت، دلتنگ میکنه، یادآوری میکنه و ....
    پاسخ:
    هوووووووووووم مخصوصا اگه با رعد و برق های ناغافلم همراه باشه با تگرگ های ناغافل هم...
    دلتنگی حسیه که این روزها زیاد تجربه اش میکنم
  • سام نجفی نیا
  • بسیار عالی قلم خوبی داری 
    پاسخ:
    ممنونم لطف دارید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">