زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد
کسی که برای تو گل نمی‌خرد هیچ‌وقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

قهوه ی سرد آقای نویسنده

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۰۱ ب.ظ

هوالمحبوب

شاید خیلی هاتون اسم این کتاب پرفروش نمایشگاه امسال رو شنیده باشین. و شاید بعضی هاتونم تکه هایی از این کتاب رو توی نت مطالعه کردین.

قهوه ی سرد آقای نویسنده، دومین کتاب چاپ شده ی روزبه معین است. نویسنده ای که بخش های زیادی از کتابش همزمان با چاپ کاغذی، توی فضای مجازی، دست به دست می شد. اغلب ما روزبه معین رو از صفحه های تلگرام و ایستاگرام شناختیم.

این رمان دوست داشتنی رو نشر نیماژ چاپ کرده، و چاپ 16 ام اون توی  نمایشگاه کتاب در عرض چند روز ناپدید شد:)


شاید بهتره اینجوری قضاوت کنیم که روزبه معین بیشتر از کتابش از طریق نوشته های مجازی اش اسم و رسم پیدا کرد. به طوری که طرفدارای پر و پاقرصش چند ساعت توی صف زیر بارون و تگرگ ایستادن تا توی جشن امضای کتابش شرکت کنن.

کتاب، داستان پریشانی های یک روزنامه نگار و نویسنده به اسم«آرمان روزبه» است. کتاب با فلش بکی به گذشته ی آرمان شروع میشه و توی اون فلش بک، آرمان قصه ی عاشق شدنش رو تعریف میکنه. قصه ای که حول و حوش یه قطعه ی موسیقی میچرخه و در نهایت قصه ی اصلی بر محور همون قطعه شکل میگیره.

نقطه ی قوت کار آقای معین، دیالوگ نویسی های معرکه و جذابه. روزبه معین، به تنهایی قادره داستانک های متنوعی رو از زبون آدم های قصه اش تعریف کنه و از این داستانک ها برای پیش برد قصه ی اصلی کمک بگیره. شخصیت های قصه جون دار و واقعی به نظر میرسن و خیلی راحت می تونی باهاشون ارتباط بگیری.

ذهن خلاق نویسنده و تصویرسازی هایی که شاید نظیرش رو کمتر کتابی بهت ارائه بده از جذابیت های خاص این کتابه. به قول خود نویسنده برای نویسنده  ی خوب بودن باید، مثل یک انسان کر و لال شنید، مثل یک انسان نابینا دید.....

من از کلیت کتاب راضی بودم اما بخش های پایانی کتاب خیلی تو ذوقم زد.... نمیدونم شاید لازمه دوباره مرورش کنم.

این کتاب رو صبح روز تولدم دست گرفتم و شب موقع خوابیدن تمومش کرد. خیلی حس خوبی بهم داد. بخونید و لذت ببرید ازش.


  • آذری قیز

نظرات  (۷)

ان شالله سعی میکنم و بشه حتما
پاسخ:
ممنونم
امانت هم میدی به من عزیزجان ؟
پاسخ:
متاسفانه هدیه دادمش:)
ان شالله هیچ روزی تنها نباشی گل من مخصوصا روز تولدت

خیلی برای خودم ناراحتم که مشغله کری و خانواده وقتی برای مطالعه چنین کتابهایی برام نمیذاره

ممنون از معرفی کتاب ان شالله وقت کنم بخرم و بخونم
پاسخ:
تنهایی که خیلی خوبه :)
مسافرت چند روزه رفته بودن برای همین دیشب برام تولد گرفتن:)
به نظرم باید همیشه روزی یک ساعت حداقل برای خودت باشی
و اون یک ساعت رو فقط کتاب بخونی
سعی کنی میشه حتما
  • مصطفی موسوی
  • من رفتم بخرم تموم شده بود
    پاسخ:
    شهر کتاب مراجعه کنید حتما پیداش می کنید
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • تولدت با تاخیر مبارک بانو:-)
    مشتاق شدم بخونمش!
    پاسخ:
    ممنونم حورا جان
    یک روزه؟؟ آفرین :)
    جالبه.
    پاسخ:
    کتاب برام جالب باشه نمیتونم بذارمش زمین:)
    علاوه بر این روز تولدم کسی خونه نبود و تنها بودم چاره ای نداشتم جز اینکه سر خودم رو گرم کنم!
    این دست نوشته های روزبه معین واقعا دوست داشتنی ان، عین خودش. نمایشگاه که بودیم صف امضا گرفتن کتابش بسی بسی بسی طولانی بود، اما به دو ساعت سرپا ایستادن می ارزید :) مرد خوبِ کلمات.
    در رابطه با قسمت های پایانی موافقم ...
    پاسخ:
    من تا حالا جشن امضا نرفتم ولی قطعا ارزشش رو داشته
    کلا هر چیزی به خاطر کتاب ارزشمنده:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">