زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

اگر که شانه من میزبان گریه توست بگو به غم که دماوند باش! باری نیست

زمزمه های تنهایی

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد
کسی که برای تو گل نمی‌خرد هیچ‌وقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

هوایی ام به هوای تو، حتی هنوز هم...

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ب.ظ

هوالمحبوب

هنوز هم بهار زیبایی هایش را دارد؛

هنوز هم میتوان در آغوش اردیبهشت آسود؛

هنوز می توان به درخت های سبز، به گل های تازه رسته، به چمن های باران خورده، دل خوش کرد.

هنوز فرصت هست برای نوازش کردن، برای بوسیدن، برای دلبری کردن؛

هنوز می توان صبح ها با لبخند راننده ها، انرژی گرفت؛

می توان پا به پای دویدن های ایلیا ذوق کرد و غرق خنده شد؛

هنوز می توان کتاب خواند و لذتش را به اشتراک گذاشت؛

هنوز می توان جنگید برای سهم بیشتر،

می توان در کوچه های داغ بهاری راه رفت، باران را زندگی کرد، هوا را سرمستانه بلعید؛

زیباترین لباس های را پوشید، عطر زد، می توان رقصید برای تمام آهنگ های دنیا،

می توان شب ها به عشق نوشتن بیدار ماند،

جمعه ها عکاسی کرد، شعر گفت، شعر خواند،

می توان زندگی را با عطر نان تازه لمس کرد،

می توان خندید و غرق شد در دلخوشی های کوچک،

در آستانه ی سی سالگی، اما

دیگر نمی توان عاشق شد، دیگر نمی توان اعتراف کرد، دیگر نمی توان بلند بلند گفت«دوستت دارم»

نمی توان شب ها تا دل صبح نجوای عاشقانه کرد و صبح ها با چشمان باز سر کلاس چرت زد،

می توانم دنیا را فتح کنم حتی در سی سالگی؛

اما دست عشق را دیگر نمی توانم بگیرم و کشان کشان تا سی سالگی ام بیاوردم،

تو انگار کن لبخند ها گوشه ی لب هایم می ماسد،

انگار کن رمق پاهایم دیگر مثل گذشته ها نیست،

دلم هزارپاره شده است، و در هر پاره اش تویی؛

تویی که در میان جانی.


# برای 29 سالگی ام

28# اردیبهشت

# تولدم



نظرات  (۷)

پس شما هم اردیبهشتی هستی... تولدت مبارک 
روزگارت شاد و تنت سلامت 
پاسخ:
بله اردیبهشتی ام
ممنون لادن جان
  • خانومِ حدیث :)
  • اول سلام ^_^
    دوم تولدت مبارک  :))))
    پاسخ:
    اول علیک سلام:)
    دوم خیلی ممنونم:)
    تولدت مبارک.
    مهم دله،دلت جوان باشه.
    پاسخ:
    ممنونم
    البته 29 سالگی هنوز جوونی حساب میشه ها مهسا جان:)
    سلاام خااااانوم مبارکا باشه
    ان شالله تا صدسال دیگه با دل خوش تن سالم راضی و پرروزی زندگی کنی و از تک تک لحظات عمرت لذت بی اندازه ببینی..
    تبریک میگم سی سالگی رو نسرین بانو
    پاسخ:
    سلاممممممم
    ممنون شیرین جان
    تشکر :)
    سلام علیکم
    ان شاء الله مبارک باشه و ان شاء الله لحظه‌ها، روزها و سال‌های پیش روتون روشن و پیوسته در مسیر تعالی باشه!
    پاسخ:
    سلامممم
    ممنونم
    ان شاءالله
    سلام
    تولدتون مبارک باشه
    برای عاشقی هیچ وقت دیر نیست
    پاسخ:
    سلام
    ممنووووونم
    شما یا سی سالتون نشده
    یا خیلی ازش گذشته
    البته منم امروز اولین روز سی سالگی رو دارم تجربه میکنم
    شایدم یه روزی اومدم و این پست رو پس گرفتم نمیدونم....

    اول اینکه چرا برنامه منو بهم زدی؟؟؟ هان؟؟ میخاستم 00:00 یه عالمه تبریک بگم :))
    فک کنم خاله بودن هم اندازه عمه بودن باید شیرین باشه :) بخصوص با شیرین زبونی بگه: خاله خاله...
    حتی میشه عاشق شد مطمئن باش خانوم معلم...
    نسرین جان دوغوم گونون مبارک، هر لحظه ان شاد و بایرام اولسون بیلوه...
    ایشالا سلامت و خوشبخت باشی همیشه، واقعا اینجا بودنت مثل چندتا بالاگر برام خیلی باارزشه خیلی...
    پاسخ:
    آی ام سو ساری مای فرند:))
    من سلطان تو ذوق زنی ام اصن :)
    میسی از تبریکن دوستم
    امیدوارم همه این حس ناب عاشقی رو لمس کنن
    حتی اگه شده برای چند لحظه
    امیدوارم در کنار دوستای خوب بلاگر مث تو همیشه خوب و خوش باشیم:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">