زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ابروت سقف خونمه این سقف باید خم نشه

جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۰۵ ب.ظ
هوالمحبوب

گاهی تنهایی بغض کالی است که بیخ گلویت چسبیده و رهایت نمیکند، گاهی شیطنت چشم های دخترکی معصوم است که میدود قاطی بازی پسربچه ها، گاهی اما تنهایی ، خنده های سرشاری است که پاشیده می شود توی صورتت و تو نمیدانی که در عمق هر لبخند کش داری چه غمی نهفته است. توی تنهایی های هر زنی باید مردی باشد که او را بلد باشد، تمام چم و خم روحش را بشناسد و بداند بدقلقی کردن هایش، بچه بازی کردن هایش، لج بازی کردن هایش، از سر تنهایی و دلتنگی است. کاش همیشه کسی باشد که بی بهانه در آغوشت گیرد و رهایت نکند.
تمام ترس زن های عاشق از تمام شدن است. گاهی اما باور نمیکنی و تمام می شود. گاهی اما سراسر دردی و کسی حالت را نمی پرسد.
  • نسرین

نظرات  (۵)

میدونی چی لذت بخشه نسرین؟

اینکه وقتی یه دوست تازه پیدا میکنم میگم یه دوست نویسنده هم دارم:)

همیشه باش
پاسخ:
نگووووووووو
من الان از شدت خوشحالی ذوق مرگ میشم
دم عیدی بی نسرین میمونی:)
عزیزمی بانو
مطالبت قابل خوندن هستن ک ما رو می کشونن اینجا🌹
پاسخ:
قربان نگاه پر مهرت عزیزم
عکس و متن عااالی

نمیدونم چرا با اینکه دنبال میکنم وبلاگت رو ولی آپ ها نمیان تو صفحه مدیریت وبلاگم از شانس بد 

راستی خط آخر سراسر "دردی" فکر کنم منظورت بوده..
پاسخ:
ممنونم شیرین جونم:)
تو نبودی هیچ کس نبود
کلا گرد و خاک گرفته بلاگم:(
نیستم حتی یه نفر نمیپرسه که چرا نیستی
باشمم کسی نیست بخوندم جز تو:)
 ممنون که هستی و مث همیشه ایراد کارم رو بهم میگی دوست جونی
چه عنوانی...
آفرین...
پاسخ:
تشکر:)
خیلی روش فک کردم این یکی به دلم نشست
حتی اگه قرار باشه یکی دیگه اینو بهم بگه::)
  • mohammad javad mahdavi
  • لینک شدید :)
    پاسخ:
    سپاس:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">