زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

دل را قرار نیست مگر در کنار تو...

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۹ ب.ظ

هوالمحبوب


ژیلا گفت: عشق خیلی جذابه. اینکه دست کسی رو تو دست بگیری، اینکه با کسی چای بخوری، اینکه کسی باشه که شبهاتو باهاش تقسیم کنی.دوست داشتن حس معرکه ایه.
 ژیلا دختر چشم رنگی جذابی بود با موهای لخت با یک کلاه رنگی رنگی و یک کوله پشتی بزرگ، که با لهجه ی تهرانی حرف می زد، کنار دست من و الی نشسته بود و بی اجازه و خودمانی وارد بحث خصوصی مان شده بود.
الی خندید و تایید کرد.
و من به فکر فرو رفتم، داشتم به این فکر میکردم که از تمام تصاویر عاشقانه ی جهان، تنها یک تصویر برایم تداعی کننده  ی عشق است؛تصویر دو دست گره خورده در هم.
نه دستی که آویزان بازوی مردانه ای شده نه دستی که به زور دست زنانه ای را در دست گرفته است. نه. تنها دستهایی که در هم فرو رفته اند و قفل شده اند در هم.
ژیلا با آن صورت زیبایش، یا آن تحصیلات عالی، شغل درجه یک، خانه و ماشین خوبی که داشت تنها بود، تنهایی تا مغز استخوانش را می سوزاند،
الی دختری که موسیقی می داند، به چند زبان مسلط است، تحصیل کرده است و اهل سازش و بحث منطقی است هم تنهاست و گرفتار یک پروسه ی عذاب آور.
و من..آه و من هم...
به حرف های شیرینِ الی و ژیلا فکر میکنم که زن ها در آستانه ی سی سالگی چقدر به دو دست مردانه نیازمندند که بودنش تضمین خوشبختی باشد.
و چقدر دستهای مردانه کمیاب شده اند، و ما چقدر عذاب می کشیم از مردهایی که نمیدانند عشق منتظر نخواهد ماند، عشق تکرار نخواهد شد، عشق با دوست داشتن زمین تا آسمان فرق می کند، مردهایی که هنوز مرد نشده اند ما زن های خسته را کم کم کم کم پیر می کند.

نظرات  (۹)

  • فرناز فرزان
  • سلام مجدد
    به نظرت احترام می گذارم دوست عزیزم. ولی به نظر من همین هیجان باعث طوفانی بودن عشق میشه ولی دوست داشتن آرام و ممتد و از بین نمی ره در حای که عشق خیلی راحت به تنفر تبدیل میشه. آقای دکتر شریعتی خیلی زیبا به این تفاوت اشاره کردند:

    عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

    دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

    عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است

    دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می‌گیرد

    عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد

    دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند

    عشق طوفانی و متلاطم است

    دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

    عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست

    دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می‌کند و باخود به قله‌ی بلند اشراق می‌برد

    عشق زیبایی‌های دلخواه را در معشوق می‌آفریند

    دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌بیند و می‌یابد

    عشق یک فریب بزرگ و قوی است

    دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

    عشق در دریا غرق شدن است

    دوست داشتن در دریا شنا کردن

    عشق بینایی را می‌گیرد

    دوست داشتن بینایی می‌دهد

    عشق خشن است و شدید و ناپایدار

    دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

    عشق همواره با شک آلوده است

    دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

    از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می‌شویم

    از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

    عشق نیرویی است در عاشق،که او را به معشوق می‌کشاند

    دوست داشتن جاذبه ای در دوست، که دوست را به دوست می‌برد

    عشق تملک معشوق است

    دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

    عشق معشوق را مجهول و گمنام می‌خواهد تا در انحصار او بماند

    دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می‌خواهد و می‌خواهد که همه‌ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

    در عشق رقیب منفور است،

    در دوست داشتن است که: ”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

    عشق معشوق را طعمه‌ی خویش می‌بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

    و اگر ربود با هر دو دشمنی می‌ورزد و معشوق نیز منفور می‌گردد

    دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است

    یک ابدیت بی مرز است، که از جنس این عالم نیست


    پاسخ:
    اتفاقا به خاطر کلیشه شدن این متن شریعتی از وارد بحث شدن دوری میکنم.
    اونقدر این متن اینجا و اونجا کپی شده که واقعا لوث شده مطلب.
    من عشق رو به دوست داشتن ترجیح میدم
    این نظر منه و قطعا هر کسی میتونه نقدش کنه
    میدونم که برای یه زندگی پایدار یه دوست داشتن شاید مثمر ثمرتر باشه
    ولی اون قلب تپنده ی عشق قطعا چیز دیگری است.
    ممنون از بحث خوبت فرناز عزیز
  • فرناز فرزان
  • عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته؛ هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود...

    سلام دوست عزیز
    خیلی زیبا بود
    ممنون
    پاسخ:
    من به عنوان یک مدعی کارکشته به شدت مخالفم با این جمله!
    چیزی که در عشق یافت میشه در دوست داشتن صرف یافت نمیشه
    دوست داشتن یک پروسه ی ساده و صاف و بی هیجانه
    ولی عشق پر از فراز و نشیبه
    نمیشه باهم مقایسه اش کرد
    عشق چیز دیگری است همچنان...
  • کوثر متقی
  • سلام
    با اجازتون میذارمش تو پیوند هام 
    پاسخ:
    سلام
    خوشحالم میکنی:)
    کاش همه به عشقشون میرسیدن... کاش اصلا همه معشوقی داشتن...
    ولی وای اگر لیلی باشد و دست مجنون از او دور بماند و سالها حتی تا  زمان پیری حسرت لیلی دردلش بماند...
    پاسخ:
    مجنون اگه مجنون باشه قطعا عرضه ی به دست آوردن لیلی اش رو داره!
    من حرفهای عاشقانه ی مردها رو نمیفهمم اصلا!
    متاسفانه
    ایشالله خوب بشه اوضاع
    پاسخ:
    ان شالله
    خیلی عالی نوشتی و همچنین غمگین...

    اما من دستی که آویزان بازوی مردانه ای شده  را دوست تر دارم..
    پاسخ:
    عشق از دید هر کس یه جوره دیگه
    مرسی که خوندی و حست رو گفتی
    و خوشحالم که غلط تایپی نداشتم این بار:)
    شاید بتوان تفاوت عشق در زنان و مردان را اینگونه توضیح داد که برای زن ها عشق بر همه چیز مقدم است...........
    پاسخ:
    نمیدونم شاید هم همین طور باشه

    متاسفانه خیلی از مردان و زنان امروز، هنوز از لحاظ عاطفی، بچه تر از آنند که بشود در مورد عشق با آنها صحبت کرد...  
     
    پاسخ:
    متاسفانه همین طوره
    هیچ کس اونی که باید باشه نیست
    همه ی روابط گم شدن توی یک سری ظواهر
  • کمی خلوت گزیده!
  • خیلی خوب نوشتی... خیلی خوب... خیلی خیلی خوب...
    دلم میخواد بذارمش وبلاگم! :/
    پاسخ:
    واقعا ممنون از این همه ابراز لطف.
    با کمال میل اجازه اش رو بهت میدم و خوشحال هم میشم:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">