زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

پنهان میکنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

از یار کهن نمیکنی یاد این پیشه ی نو مبارکت باد

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۳ ب.ظ

هوالمحبوب


دیشب یه خواب دلچسب دیدم، بعد چند شب بدخوابی و کلافگی یه شب آروم با یه خواب شیرین باعث شد برعکس همه ی روزهای تعطیل، صبح زود بیدار بشم  و به مراسم وداع با عزیزان درگذشته ی قطار تبریز -مشهد برسم.

حال دلم امروز خوبه بعد مدتها، دارم خودم رو می بخشم ولی این بخشش باعث نمیشه خودم رو مقصر ندونم. سعی میکنم خودم رو با خیالات گول نزنم، تصمیم دارم دیگه آدم ها رو باور نکنم. چون توی این یک سال اخیر به حد کافی چوب باورهای اشتباهم رو خوردم. گاهی وقت ها باید خودت رو دو دستی بچسبی و دلت به حال تنهایی و بی کسی هیچ بنی بشری نسوزه. گاهی خودت باید بشی مرکز ثقل جهان خود!

امسال از اولش با اشتباه شروع شد. تا همین پاییز لعنتی، که خاک ریختم روی آخرین اشتباه زندگیم. حتی اونهایی که میدونستن من چه زجری کشیدم تا زخم های کهنه ام التیام پیدا کنه هم، کار خودشون رو کردن و یه زخم دیگه روی دلم جا گذاشتن و رفتن. باورم نمیشه آدم ها اینقدر پست شده باشن و اینقدر راحت وجود بقیه رو انکار کنن. به هر حال این منم و یه زندگی در پیش رو و کلی روز باقی مونده از زندگی که باید به بهترین شکل ممکن بگذرونم. آدم ها هر چقدر بیشتر زمین بخورن قرص تر و محکم تر میشن و حالا منم که محکم و سخت شدم برای ادامه ی مسیر زندگی. با این فرق که دیگه پای دلم رو توی هیچ ماجرایی باز نمیکنم. دلم برای هیچ مدیری، هیچ همکاری، هیچ دوستی، هیچ عاشقی نخواهد سوخت!

زندگی خیلی زجرت میده تا درس های بزرگش رو یاد بگیری، یاد بگیری که بعضی از آدم ها از دور جذاب و دوست داشتنی اند، بعضی از آدم ها تو رو فقط برای روزهای تنگی و ترشی شون میخوان نه برای رفاقت، بعضی از آدم ها اونقدر پست هستن که زجر دادن آدم ها هیچ کاری براشون نداره. این چند ماه زندگی تباه شد تا بفهمم بزرگ شدن قطعا دردناکه. هرچقدر بیشتر دنیا رو میشناسی بیشتر به تباهی ذات آدم ها پی میبری و بیشتر متاسف می شی.

نظرات  (۷)

  • بهارنارنج
  • خوشحالم که حال دلت خوبه...خیلی:)

    "گاهی وقت ها باید خودت رو دو دستی بچسبی و دلت به حال تنهایی و بی کسی هیچ بنی بشری نسوزه. گاهی خودت باید بشی مرکز ثقل جهان خود!"

    یعنی ما می تونیم به این عمل کنیم؟!
    پاسخ:
    آدم هرکاری میتونه بکنه فقط کافیه از ته دل بخواد:)
    زندگی خیلی زجرت میده تا درس های بزرگش رو یاد بگیری...
    همینطوره واقعا... 
  • مداد کوچک
  • یه آهِ غلیظ



  • صحاف امین
  •  باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
    آدمها مثل کتابند
    از روی بعضی ها باید مشق نوشت
     از روی بعضی ها باید جریمه نوشت
    بعضی ها را باید چند بار خواند تا معنیشان را فهمید ...
    و بعضی ها را باید نخوانده کنار گذاشت ...

    نسرین بانو من ب توان تو و تفکرت ایمان دارم
    مطمئنم دختر موفقی هستی و خواهی بود
    به امید روزهای خووووب و خوووووب تر
    پاسخ:
    متاسفانه برای من اغلب بند آخر نصیب میشه:(
    ممنون از ارزوهای خوبت خانومی
    امیدوارم
  • کمی خلوت گزیده!
  • :'(
  • مجله ویترینو
  • بسیار عالی ...
    پاسخ:
    سپاس

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">